Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers یه روز - در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

نه که خیلی خوش اخلاقم برای خودم جایزه هم خریدم!!

اول رفتم پمپ بنزین! و کارواش.

بعد یه دفتر پاپکو خریدم برای خودم.مغازه دار با خوشرویی که نه اما خوب برگه هایی که ازش خریده بودم و عوض کرد.

بعد هم دودور توی اتوبان چرخیدم تا یه دوربرگردون پیدا کنم و برم از مغازه صنایع دستی خرت و پرت بخرم...یک سومشو به نیت هدیه دادن  به خواهری و دوستم خریدم اما خوب وقتی چیدم دلم نیومد خخخخ:)) هنوزم درگیرم

رسیدم خونه اول دکوری هایی که خریدم و چیدم...وایبر بازی و هات چاکلت زدم بر بدن---وزن و اینارم که بیخیال شدم---

مقاله مو ویرایش نهایی کردم و فرستادم!و تاکید کردم به خودم که من غلللط بکنممم دوباره همچین استرسی به خودم وارد کنم.بازم دست بابام درد نکنه که وقت گذاشت برام خیلییییییی

همسری اومد و ماهی هارو باهم شستیم...

تا دوروربرو شست و تمیز کرد من دوش گرفتم!ساعت 10 شب باهمه بدوبدوهای صبح تا عصرم تازه خواب از سرم پرید...

فیلم دیدم و بعدم 12 غش کردم...

دوستای خوبم مهربونیتونو بیش از پیش بم اثبات کردین ممنونم ازتون بابت پست قبل:**

نوشته شده در پنج‌شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1393ساعت | 09:19 ق.ظ توسط اطلسی | نظرات (7)