Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers بمناسبت روز مادر - در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

بچه داشتن کلی حس های متناقض داره وقتی به سختی هاش فکر میکنی...اما با تمام سختی ها شیرینی های وصف ناشدنی داره که با مثبت دیدن ادم میتونه به خودش ببخشه...چیزی که اگر تعلل کنی شاید سالها در انتظارش بمونی...

حامله بودن و داشتن یه ثمره از عشقت توی وجودت...نشونه بند محکم بین دونفره...

نشونه علاقه عمیق دو نفر....اینکه مسئولیت های بیشتری خواهی داشت...

یه لوبیا با دست و پا توی بطنت وول بزنه!مثه ماهی یا...ازینور قلمبه بشه اونور ازونور قلمبه بشه اینور...باش حرف بزنی...

اینکه همسرت ثانیه شماری کنه برسه خونه اون شکم قلمبه رو ببینه!بش بگه عزیز بابا فک کن!

تو بیشتر قدر مامان باباتو بدونی...بفهمی حجم عمیق دوست داشتن یعنی چی؟بگی خدایا این معجزه ست...

بشینید دونفری ساعتها کتاب بخونید درموردش...خیال ببافید از ظاهرش...از اسمش از اینده ش...گوشه چشمت که خیس شد به خودت بیای...

البته یکم با شکم قلمبه از بابات خجالت بکشی:))

عکسای پر آرامش و فشن و شلوغی ازش بگیری...همه خونه رو پر کنی با عکساش...

همه قربون صدقه اش برن(الان صدای قربون صدقه خالم اومد توی گوشم)بش محبت کنن...


اینکه یه موجود لطیف و دوست داشتنی با پوست نرم هلویی روی تنت غلت بزنه!وسطتون بخوابه و شما مواظبش باشید...اینکه دستشو همراه نفس عمییییییییق بو بکشی و ببوسی...بغلش کنی اون استخونای نرمش زیر دستت حس بشه.دست بکشی پشتش..موهاشو بو کنی...ببری حمام اب بازی کنین...لوسیون بش بزنی...بگی قلقلی من تمیز شده!!


وقتی میخوای بری جایی ذوق کنی چی تنش کنی؟چی و با چی ست کنی؟اصلا سه نفری ست کنید!!چی بشه...

خوابیدنشو تماشا کنی...افتاب بیوفته روی تخت و اونو ماساژ بدی! اونم غاز؟! بکشه!خودشو کج و موٌج کنه!کف پاشو محکم ببوسی رد رژت بمونه!ّپاشنه شو گاز بگیری!اونم غنج بزنه از خنده!روی شکمش پوووف کنی ریسه بره با صدای بلند!

هی غلت بزنه تو پاهاشو بکشی برگرده!

با هر گریه اش بدوی ببنیی چی شده؟بگی دردت به جونم ماااادررر...

چهار دست و پا موقع کار کردن بیاد زیرو دست و پاتون...هی بگیریدش دوباره خودشو جا کنه!

اگه دختر باشه هد و تل های جینگولی بزنید براش اگه پسر بود بندینک و شلوارک لی تنش کنید...

با همسرت فک کنید برای تولدش چه کنید؟برای آینده اش...بگید ببین اینه شکوفه عشق ما...میوه زندگی ما...صدای خنده های سه نفریتون صدتا خونه اونورتر بره...

براش کتاب بخونید...وقتش که میشه براش شعر بخونید که بابا داره میاد...اونم با اون دستای کوچیکش هی پشت در بزنه و باباشو صدا کنه....

براش غذاهای مخصوص بپزید...بزارید سرد بشه با قاشق مخصوصش بدید بخوره...

لباسهای شسته اش رو توی افتاب پهن کنید تا بوی خوش نرم کننده کل خونه رو بگیره...پرده رو باد بهاری بزنه و لباسارو خشک کنه...

بزرگتر که شد یا یه خانومی میشه یا یک جنتلمنی که توی چهره اش جوونی خودتونو و همسرتونو میبینید که عاشق شدن....

اخرش اگه دختر بود با چشم گریون عروسیشو ببینی و اگه پسر بود یه جور دیگه....براش ارزوی ارامش کنی...و از خدا ممنون باشی که لذت های زیادی بت داده با داشتنش...خوده بهشتو داده!

اینو نوشتم برای دوستایی که مقاومت میکنن...اونایی که ناخواسته بوده.اونایی که مثه خودم به تعویق میندازن...

خیلی بیشتر بود اگه میخواستم بگم...هرچی سختی هایی هم داره مثه ازدواج، مثه کار، مثه خیلی چیزا مسئولیت داره! اما وقتی اینهمه شیرینی داره ادم چرا به سختی ها فک کنه؟!که بعدا افسوس بخوره؟

نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1394ساعت | 10:15 ق.ظ توسط اطلسی | نظرات (8)