Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers 114 مین بیستم و روز زن - در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

در خونه رو که باز کردم حسابی سورپرایز شدم!یه جعبه کادو شده با یه شاخه رز روی کانتر اشپزخونه در انتظارم بود...

حسابی سورپرایز شدم.اصلا فکرشو نمیکردم همش منتظر بودم همسری ازم بپرسه چی میخوای!؟

گل خوشبو و شادابشو بمناسبت بیستم عمیق نفس کشیدم و سعی کردم موقع باز کردن کادو هیجان و کش بدم...یکم قلبم روی ریتم تند بمونه...میدونستم اون هدیه ماله منه.عجله چرا؟

همسری هم مدام توی چشمای برق زده من نگاه میکرد و میخندید میگفت حدس میزنی؟

وقتی بازش کردم یه جعبه بود باریک!جنسش به جعبه طلا نمیخورد!فکر طلا هم نداشتم.به جعبه خودنویس شبیه بود:)))

خلاصه که با پنل ضبط ماشینم اساسی سورپرایز شدم....

به همسری میگم تیکه های پازل رو میچینم کنار هم!!

بعد ازظهر که اومدم ماشینو بت بدم کارتت روی کانتر بود کنار تلفن!داشتی موجودی میگرفتی؟!

وقتی زنگیدی گفتی ماشینو میخوام قرار دارم جایی با پراید نمیشه برم!!برای همین بود؟

پریروز از خونه دوستم هردو باهم رسیدیم توی پارکینگ یه نگاه چپی به گوشیم که در حال پلی اهنگ بود کردی برای همین بود؟!

اونروز دیدیم شارزر لپتاپت وصله!!گفتی ایمیل چک کردم!نگو مدلشو سرچ میکردی؟

خلاصه که امسال حسابی سورپرایز شدم! ازونجایی هم که ضبط ماشینو دزد جان بی انصاف دزدیه بود دلم نمیومد دوباره بخرمش که همسری لطف کرد.

پی نوشت:برای مامانم هرکاری کردم نزاشت خرید کنم!!از رژ و بلوز و کالج گرفته تا....اینقدر قسم داد و به جون تو نمیزارمی گفت که دیگه اشکم داشت در میومد!گفته فقط دوتا کتاب برام بخرید...شاید براش یه کرم مو بخرم امروز...مامان من خیلی بده توی کادو خریدن نمیزاره اصلا...اشتباه کردم اصلا پرسیدم:((

برای مادام هم کیف پول داشتم.برای مادربزرگ فرنام هم که هرسال فقط ما کادو میخریم! روسری.

نوشته شده در پنج‌شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1394ساعت | 09:37 ق.ظ توسط اطلسی | نظرات (7)