Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers تله پاتی - در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

به همسری میگم امسال تولدمون رو خودمون دوتایی برگزار کنیم.سورپرایز و مهمون بازی نباشه.

میگه باشه ولی چی بخریم؟خودم یه هدیه ایی تا n تومن مد نظرمه یه چیز دیگه هم خودت انتخاب کن...

هرچییییی با پی میشم که بگو چیه نمیگه!و همش میگه سورپرایزه و این حرفا.

کلی فکر میکنم و به نتیجه نمیرسم!



شب خونه مامان اینا حرف گل میشه!میگم  راستی مامان توی بازار گل دیده یه بغل رز فلان تومن بوده!تولدم برام بخر!راستی بگوووووووو دیگه چی میخواستی بخری؟

یهویی همسری با لب و لوچه اویزون و کمی عصبانی میگه ای بابا!اطلــــــــسی خوب چرا هی فکر منو میخونی؟با همین یه بغل رز میخواستم سورپرایزت کنم!

من:  ایول چه باااحال!خوشمان آمد!!

همسری:داری خطرناک میشی!ادم دیگه فکر هم نمیتونه بکنه!!




پی نوشت!امسال دهمین ساله اشناییمونه و من بالاخره به اروزی یه بغل رز میرسم احتمالا!! از روز اول منتظر همچین سورپرایزی بودم!:))

البته اگه آشتی کنیم تا هفته دیگه!ههههه


نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1394ساعت | 12:57 ب.ظ توسط اطلسی | نظرات (5)