Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers دلسوزی - در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

قرصی هست که بخورم دلسوزیم کمتر بشه؟

دلم نسوزه برای همکار شیفتکاری که داره تند تند ساندویچشو میخوره با حالت مظلومی و معلوم نیس به چی فک میکنه؟

دلم نسوزه برای همکاری که گوشه کفشش پاره ست...

دلم نسوزه برای مامور شهرداری که دیشب جلوی خونه بابا اینا رو جارو میکرد و سیگار گوشه لبش بود...

دلم نسوزه برای  پسرک ترک موتور  و یا پیرمرد موتور سواری که از باد خودشو چشماشو مچاله کرده و داره میره سرکار ساختمون...

دلم نسوزه برای کودک کاری که ادامس میفروشه.کنار هر شیشه ماشینی چه باز و چه بسته سرشو کج میکنه....


همه اینارو یه لحظه میبینم و چشمامو میبندم که بیشتر نبینم...که اشکم و بغضم...

شاید بنظر شما هییییییییچ کدومش دلسوزی نداشته باشه...

خودمو توجیه میکنم که سلامتن دارن کار میکنن ...من چرا بهم میریزم...اما نگاه ادما توی ذهنم میشینه...ای خداااااا


یعنی ترجیح میدم از دست یکی حرص بخورم و عصبانی بشم تا دلم بسوزه براش!



پی نوشت1: به دل شکستن خیــــــــــــــلی معتقدم...اینکه خدا جواب دل شکسته رو زود میده...و دارم به چشم میبینم.


پی نوشت2: چه باد پاییزی...چه نم بارونی ! چه هوای عاشقی....چه خاطرات دونفره ایی...چه پیاده روی هایی...زنده میکنیمش!

نوشته شده در شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394ساعت | 09:14 ق.ظ توسط اطلسی | نظرات (9)