Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers خودمو بیشتر دوست می دارم! - در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

روز پنجشنبه رو مرخصی گرفتم تا هم کمی استراحت کنم و از هیاهوی محیط کار دور باشم هم بیشتر مطالعه کنم...

هنوز هم گاهی دلم آشوب میشه اما درمان میشه!

صبح با دل و خیال اسوده ساعت9 بیدار شدم!

دیدم گوشیم سایلنت بوده و از طرف استادم اسمسی اومدم بقول خودش در قالب چارچوب تعیین شده:

سلام.برای آزمون که با انگیزه مطالعه میکنید؟

من: سلام بله.همه تلاشمو میکنم امرزو هم مرخصی هستم

دکتر: بسیار عالی موفق باشید

من: تشکر

دکتر: زنده باشی

صبحانه مختصری خوردم...چای سبز توی قوری مخصوصم با هل و دارچین دم کردم و گذاشتم کنار دستم...

شروع کردم به خوندن تست ها.با دوستم صحبت کردم...با مامان.

ساعت3 مجبور شدم برم شرکت.جلسه ای بود که باید پرسشنامه هامو پخش میکردم...بارون و برف قاطی از اسمون میومد و حال منو خوب میکرد.

قبل7 برگشتم خونه.خواستم به خودم روحیه بدم!

لاک زدم...و نشستم به خوندن دوباره.

به همسری میگم ادم و سگ بگیره جو نگیره!جریان منه:))

بوی نرگس و چای سبز با عطر دارچین...منو یاد همین هفته خوندنم میندازه...

دیگه باید امیدوار بشینم  و جذب کنم...

شب استرسی داشتم که دیر خوابیدم و تا صبح چندین بار بیدار شدم...

روز بعد هم بخاطر برف همسری منو رسوند ازمون...

مسلط نبودم به مباحث اما شرایط بد محیط ازمون روی اعصابم بود...گذشت.

خدایا به امید تو...


این روزها بیشتر خودمو سعی میکنم دوست داشته باشم...اول باید خودمو دوست داشته باشم ...

روزهایی که به خودم توجه میکنم حال بهتری دارم...یه دسته بزرگ نرگس برای خودم خریدم و چند روزی از دیدن و بو کشیدنش لذت بردم...


پایان نامه ام نیاز به زمان داره تا پیش بره...مقاله هام و امروز باید تموم کنم و بفرستم ایشالا...کارهای شرکت رو سرو سامون بدم ...کلی کار پیگیریهایی  دارم که روی هواست...


پی نوشت: اهنگ روز معرفی میکنم بتون!اهنگی که صبحها بعد اسنوز زدن گوشیم چندبار با چشمای بسته گوش میدم و باعث میشه زودتر بیدار بشم...ت. و ی آینه. از م . هر .ان آت.ش

گوش بدید با هندزفری تا اون ریزه کاری های صداشو موزیک و بشنوید!



تو آیینه یکی هست که بعد تو با سکوتای من زندگی می کنه
پر از التماسه نگاهش هنوز

هنوزم داره بچگی می کنه

توی آیینه یکی هست که حالش بده
بریده بریده نفس می کشه
یه دریاچه رو گونه هاشه ولی
داره روی عکسه تو دست می کشه
من این شهــــــــــــــــــــــــر رو بایـــــــــــــــــــــــــــــد فرامــــــــــــــــــــــــوش کنم
مثل پرسه هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی که با من زدی
بعیده کسی با کسی خوب شه
به اندازه ای که تو با من بدی
من این شهــــــــــــــــــــــــر رو بایـــــــــــــــــــــــــــــد فرامــــــــــــــــــــــــوش کنم
مثل پرسه هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی که با من زدی
بعیده کسی با کسی خوب شه
به اندازه ای که تو با من بدی
یه جوری شکسته اس که با دیدنش
حتی صورت آیینه چین می خوره
تو رفتی و این خونه ویروونه شد
تو این خونه کوهم زمین می خوره
ازت نا امیده ولی جای تو
یه عمره که قید خودشو زده
تو آیینه نگاه کن شاید رو به روت
یکی هست که حالش مثل من بده




اوج آهنگ رو دوست دارم:

من این شهــــــــــــــــــــــــر رو بایـــــــــــــــــــــــــــــد فرامــــــــــــــــــــــــوش کنم
مثل پرسه هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی که با من زدی





پی نوشت: من خوبم...

نوشته شده در دوشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394ساعت | 09:11 ق.ظ توسط اطلسی | نظرات (10)