Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

بالاخره یه مانتو شلوار اداری یافتم...تخمشو ملخ خورده بود...اونی که میخواستم نشد اما الان ظاهرا فصلش نبود!

اما چون الان سایزم 38 هست و 40 خیلی گشاده! و اداره هم که بینابین میپوشم بردم یکم برام آزادش کنن...

نامزدی پسر دایی فرنام هم دعوت شدیم و موندم که بریم یا نه...اگه اینجا بود باسر میرفتم اما باز دودوتا چهار تا کردنم برای کسانیی که خیلی برات ارزش قایل نیستن اومده سراغم!

مشکل مرخصی و مابقی ماجرا ها...

هردو مقالم پذیرش شد و ایشالا هفته اینده دوروزی میرم تهران...

شده یا جای من یا جای همسری:)) اول هفته همسری میره وسط هفته من!تهران باهم بای بای میکنیم:))


اسانسور خونه هم به بهره برداری نرسیده و روبان افتتاحیه اش معلوم نیس کی بریده بشه!

خبر خوبمم اینه که داییم عید میان ایران و از حالا همه فامیل در حال برنامه ریزی هستیم!

روزا میگذرن...گاهی سخت.گاهی بلاتکلیف .گاهی اروم و بیکار... عمره که میگذره!


از حالا باید بچسبم به کارای پایان نامه ام...خیلی  معطل  کارای اماری شدم!اخرشم مجبورم ببرم بیرون:(

نوشته شده در دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394ساعت | 12:46 ب.ظ توسط اطلسی | نظرات (2)