Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers در بهشت رویا، بر بال باورها.
X
تبلیغات
رایتل






















در بهشت رویا، بر بال باورها.

ای امید ناامیدی‌های من، برق چشمان تو همچون آفتاب، می‌درخشد بر رخ فردای من.

بعد از دوهفته کاری فورس و پیچیده و پر استرس و البته بسیار متفاوت با روتین هرروزه تصمیم دارم صبح دیرتر بیام ساعت راس 7 زنگ میزنه... و من که میدونم قرار نیس زود برم خواب از سرم میپره!!

و نور از لای کرکره پنجره اتاق میزنه توی چشمم...خونه مامانم...دیشب همسری شرکت بوده.حس خوبیه خونه مامان بابا بیدار شدن...و ساندویچ مامان و بیار یو بابا بت خرما بده با پای...

هنوز بدنم کوفته ست اما ذهنم تا حدی ازاد شد ازین کاری که یک سال منتظرش بودیم...و تموم شد به سلامتی همراه با تقدیدر و تشکر و لوح و احتمالا پاداش که خدا وکیلی منتظرش نیستم...مدیرم به اندازه کافی لطف داشته!


از حقوق فروردینم راضیم به نسبت!:)) و زدم تو کار پس انداز شدیــــــــــد!

بلیط خریداری شد....و با کارکرده ها بدنبال یه برنامه سفر هستیم که حتی ساعت هاشم مشخص باشه...


لیست مینویسم...از دیدنی ها...از بردنی ها...از خریدنی ها....از خوردنی ها....


روز پدر هم شنبه تعطیلی خوبی داره...یه پشتی طبی باراد برای بابا و یه ادکلن شریکی با خ ش برای پدر شوهر خریدیم...


از نوشتن دور شدم...خیلی حرفها توی ذهنم هست.اما به محض شروع یادم میره!!


نوشته شده در پنج‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1394ساعت | 10:09 ق.ظ توسط اطلسی | نظرات (6)